قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

517

درة التاج ( فارسى )

و همجنين است حكم جملهء اشيائى كى موجود باشند همه در زمانى واحد ، و ايشان را ترتيبى طبيعى باشد ، جون : موصوفات و صفات ، و آنج جارى مجرى ايشان است . و جون احد الشرطين مفقود باشد « 1 » اعنى معيت در وجود و ترتيب انطباق لازم نيايد بحسب مراتب در نفس امر . جه معنى تطبيق در آن اين است كى فرض كنند از بعضى مراتب الى ما لا نهاية له بحسب فرض ما او را ، همجنين ، جملهء ، و از مرتبهء كى بيش ازوست هم به آن جانب جملهء ديگر ، و مقابله كنند جزء اول را ازين جمله بجزو اول از آن جمله ، بس جملهء ثانيه اگر صادق شوذ بر اجزاء او ، كى آن بحالتيست كى اگر تطبيق كنند بر اجزاء جملهء اولى منطبق شود هر جزوى از اجزاء احدى الجملتين بر جزئى از اجزاء جملهء ديگر بحسب ترتيب ناقص مساوى « 2 » زائد باشد ، و اگر صادق نشوذ برو ازين « 3 » لازم آيد انقطاع جملهء ثانيه از جانب ديگر بضرورت ، و زيادت اولى بر آن بمرتبهء « 4 » واحده است فقط ، بس او نيز متناهى باشد . و اين برهان متمشى نشود در جملهء كى حاضر در خارج ازو نباشد الّا بعضى ، جون : حوادث لا الى اول ، جه جملهء از آن روى كى جمله است موجود نباشد در خارج اصلا ، و نه در جملهء كى ارتباط نباشد بعضى اجزاء او را ببعضى در نفس امر ، جون نفوس مفارقهء انسانى « 5 » ، و اگر جه تصور كنند در آن ارتباطى بحسب اعتبار ذهنى ، كى مطابق امرى خارجى نباشد ، - جه در اشياء مترتبه جون منطبق شوذ بر جزوى از زائد جيزى در درجهء او مستحيل باشد كى منطبق شود برو جزئى ديگر ، بل كى ديگر منطبق شود بر جزئى ديگر ، غير او ، بس لاجرم فاضل شود در زائد جزئى « 6 » كى منطبق نشود برو جيزى ، و غير مترتبه را درو اين برهان تصور نتوان كرد . و علت واحده بوحدت حقيقى كى از جميع وجوه است نشايد كى

--> ( 1 ) - معقود باشد - اصل . ( 2 ) - ناقص تساوى - اصل - ناقص را مساوى - م . ( 3 ) - و ازين - م ط . ( 4 ) - مرتبهء - م . ( 5 ) - مقارنه انسانى - م . ( 6 ) - جيزى - م .